قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
1161
تاريخ الفي ( فارسى )
ذكر وقايع سال نود و پنجم از رحلت خير البشر در اين سال يزيد بن عبد الملك وفات يافت و هشام بن عبد الملك به موجب وصيت او بر سرير حكومت قرار گرفت . تفصيل اين قضيّه [ را ] در اكثر تواريخ معتبره چنين آورده كه در آن اوان كه يزيد بن عبد الملك ، مسلمه ، برادر خود ، و عباس بن وليد را - كه برادرزادهاش بود - به جنگ يزيد بن مهلّب مىفرستاد ، عباس معروض داشت كه اهل عراق غدّار و مكّارند . اگر ناگاه آوازه درافكنند كه امير المؤمنين وفات كرده و ما ندانيم كه وليعهد كدام است ، يمكن كه فتنهاى حادث شود كه تدارك آن نشايد . - و غرض عباس آن بود كه برادرش عبد العزيز بن وليد وليعهد شود . چون مسلمه بر اين قضيه اطّلاع يافت در خلوتى از يزيد پرسيد : نزد امير المؤمنين برادر عزيز است يا برادرزاده ؟ گفت : برادر . مسلمه گفت : چرا هشام را وليعهد نمىگردانى ؟ گفت : اگر مرا پسر نبودى چنين مىكردم . مسلمه گفت : پسر تو خرد است « 1 » . صواب آن مىنمايد كه مردم نخست با هشام بيعت نمايند ، بعد از آن با پسر تو وليد . پس مهم بر اين جمله قرار گرفت . و سبب موت يزيد بن عبد الملك را چنين آوردهاند كه يزيد كنيزكى داشت حبابه « 2 » نام ، كه او را بسيار دوست مىداشت و يك ساعت بىوى شكيب و صبر نداشت . روزى در ولايت
--> ( 1 ) . وليد آن موقع يازده سال داشت . يزيد آن قدر زنده ماند كه پسرش به سنّ بلوغ رسيد . او همواره از تصميمى كه در مورد وليعهد كردن هشام گرفته بود پشيمان بود . ( 2 ) . هر سه نسخه : حابه . محمّد جواد مغنيه مىنويسد : دو كنيز آوازهخوان عقل يزيد بن عبد الملك را گرفته بودند : سلّامة القس و حبابه ؛ - تاريخ خلفاء بنى اميّه و بنى عباس ، ص 138 . به گفتهء ابن اثير نام اصلى حبابه « عاليه » بوده است . سلّامه پس از مرگ مولاى خويش مرثيهاى سرود كه مطلع آن اين است : لا تلمنا إن خشعنا * أو هممنا بخشوع ؛ - اغانى ، ج 8 ، ص 334 .